دختر عزیز مندختر عزیز من، تا این لحظه: 11 سال و 1 ماه و 4 روز سن داره

آیسان؛ دختر مثل ماه من....

بعد از ماهها من برگشتم...

1395/10/11 18:15
نویسنده : مامان جون
154 بازدید
اشتراک گذاری

سلام دختر قشنگم. واقعا شرمندتم که این چند ماه نتونستم بیام و واست بنویسم گل من. راستش صفحه کلید کامپیوتر خراب شده بود و نمیتونستم واست تایپ. با گوشیمم که میخواستم بنویسم ، جملات بهم میریخت و خلاصه همه چی دست به دست هم داد تا باز من تنبلی کنم و واسه دختر قشنگ ننویسمخطاغمگین ... توی این مدت اتفاقات خوب زیادی افتاد که من از نوشتنشون توی این وبلاگ غافل شدم...

الان که دارم واست مینویسم عزیزکم،شما یکسال و چهارماهت شده. یه جیگرییییی شدی که نگو به قول عمه تهمینه جون مث فرشته ها شدیییی. مهربون و ناز.. خلاصه اینکه هممون عاشقتیم. مامانی جون و خاله مهدیه و خاله محبوبه جونو که نگووووووووو . خاله مهدیه و مامانی که هروز زنگ میزنن که بیا اینجا اگه یه روزم نریم میگن یه ماهه نیومدین.غمگین خوب آخه خیلی دوستت دارن محبتمحبت

خاله محبوبه هم که همش درخواست فیلم و عکس میده و کلی قربون صدقه میشههه. مرسی از همه که انقد لطف دارن نسبت به دخترک منخجالتبوسمحبت

 مادرجون وعمه جون و زن عموهاهم واقعا لطف دارن. مررررسیییی عزیزای دلمبوسمحبت

و اما بریم سراغ شیرین کاریای دوست داشتنیت که توی این مدت نت برداری کردمدرسخواندرسخوان...

20 اردیبهشت ماه دختر عزیزم شما شروع  به خزیدن کردیزبان انقد ناز و بامزه میخزیدی که دل آدمو میبردی عشقولممم...

۴تیر ماه شروع طولانی مدت چهاردست و پا کردن آیسان جونم بودمحبت

12تیر دستتو گرفتی به مبل و وایستادیجشن

۲۵ تیر بای بای کردن رو یاد گرفتیچشمک

۲۶ تیرماه دندونای آیسان قشنگم ۱۰ تا شدخندونکخندونک

هشتم شهریور ساعت ۱۰/۳۰ شب برای اولین بار بدون تکیه گاه روی پا و استاد ی و دست زدی عشقولی خودمممزیبا

این یک سری از اتفاقات و کارهای شیرینی بود که تا قبل از یکسالگیت انجام دادی عزیزم. دوستت دارم مامانیبوسبوسمحبتمحبت

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)